چیزی که خیلی آزار دهنده است برام مشکلات یا چالش های زندگیم نیستند بلکه زمانیه که وقتی در یک یا چند چالش همزمان گیر میفتم مجبور بشم برای اطرافیان یا افرادی که باهاشون در ارتباطم توضیح بدم که چرا توی خلوتم تا دسته فرو رفتم و نمیتونم مثل همیشه در دسترسشون باشم یا مثل همیشه عادی رفتار کنم ، حتی توضیح دادنشم برام زجرآوره ، تا جایی که تونستم تنها شدم ، تمام دوستان ، فامیل و آشنا رو از زندگیم حذف کردم و روابطم مثل سایر مردم نیست ولی باز هم چالش بزرگ برام اینه که توضیح بدم چرا نمیتونم مثل همیشه در دسترس باشم .حالا یه مرحله بالاتر از توضیح هم هست و اونم اینه که یکی از هیچیت خبر نداره و خیلی راحت هر جور که دلش بخواد قضاوتت کنه ، از اونجایی که قضاوت کردن راحت تره و نیاز به فکر کردن نداره بنابراین قضاوت میشی .